الشيخ محمد علي الگرامي القمي
76
لو لا على (ع) (فارسى)
خلاصه كرده و فكر كردهاند همين كه بگويند اهل بيت ( ع ) را دوست داريم كافى است گرچه هيچگونه ارتباط خارجى با آنها نداشته باشند و حتى احكام دينشان را هم از ديگران بگيرند از اين اشعارشافعى به خوبى پيداست كه ازنظر او توسل به اهل بيت ( ع ) براى قضاى حوايج نيز هيچ اشكالى ندارد و بر خلاف گفتهى وهابيون نادان شرك نمىباشد . توسل عمر به عباس ابن حجر مكى هم در الصواعق المحرقه . ص 15 به نقل از تاريخ دمشق مىگويد : سال هفدهم هجرى خشكسالى شد و مردم مكرر براى طلب باران به نماز استسقاء برخاستند ولى هيچ نتيجهاى نگرفتند ، همگى متأثر و ناراحت بودند ، عمر بن خطاب گفت : فردا به وسيلهى كسى كه حتما خداوند به وسيلهى او باران مىدهد طلب باران مىكنيم . فردا نزد عباس ، عموى پيامبر ( ص ) رفت و گفت : همراه ما بيرون بيا تا به واسطهى تو از خداوند طلب باران كنيم ! ( آيا عمر نمى دانست كه مقام عباس هرگز به پاى على ( ع ) نمىرسد يا مىدانست ولى نمىخواست به نام على ( ع ) و اهل بيت ( ع ) تمام شود و از طرفى مىدانست كه عباس به مقام على ( ع )